هئیت سینه زنی حضرت ابوالفضل شربیان

متن مرتبط با «داستان در مورد بعثت» در سایت هئیت سینه زنی حضرت ابوالفضل شربیان نوشته شده است

داستان بعثت

  • نیلوبلاگ

    xa0آغاز بعثت رسول خدا هرسا ل مدتی در کوه حراء به تنهایی مشغول عبادت می شد وخوابهای صادقانه می دید ودر دره های مکه بر هر سنگ ودرختی که گذر می کرد صدای السلام علیک یا رسول ا... می شنید. ایشان درچهل سالگی ودر روز 27 رجب در حالیکه در داخل غار مشغول عبادت بود با صدایی مواجه شد که به او گفت:اقرا،بخوان.این صدا ،صدای جبرئیل بود.از آنجائیکه او بی سواد بود گفت که نمیتوانم بخوانم اما جبرئیل دوباره از او این درخواست را تکرار کرد واین عمل تا 3 بار ادامه یافت.پیامبر بعد از نزول وحی به خانه رفت واز همسرش خواست...

    ادامه مطلب
  • قدر شناسی

  • نیلوبلاگ

    جان فداکردیم ویاران قدرمارو نشناختند....

    ادامه مطلب